۱۳۸۹ تیر ۳۰, چهارشنبه

صدور حکم 9 سال حبس برای هفت نفر از فعالان انتخاباتی و سیاسی گرگان

در پي محاكمه جمعي از فعالان انتخاباتي و سياسي گرگان در روز پانزدهم تير ماه، راي شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامي گرگان در باره هفت نفر از آنان صادر شد.

به گزارش جرس، این افراد كه در دادگاه مذبور با اتهاماتي چون اقدام عليه امنيت داخلي با شركت در تجمعات غير قانوني پس از انتخابات، چهلم كشته شدگان، روز قدس، ايام محرم و در يك مورد فعاليت تبليغي از طريق سخنراني عليه نظام جمهوري اسلامي در حسينيه محمديه شريف موسوي و شبهاي محرم مورد محاكمه قرار گرفتند در مجموع به 9 سال حبس تعزيري محكوم شدند. احكام صادره از سه تا پنج سال مشمول تعليق اعلام شده است. بر اين اساس حسين رفعتي، محمد حسن كيقبادي و ابراهيم بيگانه هر كدام به دو سال حبس محكوم شدند كه حكم صادره به مدت 5 سال مورد تعليق خواهد بود و همچنين محمد رفعتي و مهدي قلي تبار هر كدام به 6 ماه حبس محكوم شدند كه حكم آنان براي مدت سه سال مشمول تعليق است و نيزعلي قلي تبار و احسان اعلايي فر هر كدام به يك سال حبس محكوم شدند كه حكمشان به مدت 5 سال مورد تعليق قرار دارد.


گفتنی است حسين رفعتي فرماندارسابق گرگان و عضو شوراي مركزي حزب مشاركت شاخه گلستان، علي قلي تبار عضو مجاهدين انقلاب اسلامي شاخه گلستان و بقيه محكوم شدگان نيز از اعضاي فعال ستاد 88 هستند.

۱۳۸۹ تیر ۲۷, یکشنبه

بی خبری مطلق از سرنوشت یک زندانی محکوم به اعدام

خبرگزاری کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی : بنا به گفته یکی از مسئولین اطلاعات شهر سقز که با یکی از نزدیکان زندانی سیاسی کرد محکوم به اعدام  داشته و نخواسته نامش فاش شود و در ارضای این خبر پول خوبی هم گرفته است ،  که عزیز محمد زاده زندانی سیاسی محکوم به اعدام که از 7 ماه گذشته  تا کنون در بی خبری کاملا بسر میبرد در اواخر پاییز سال گذشته از سلول انفرادی اداره اطلاعات شهر سقز در عین وضعیت وخیم جسمانی به بازداشتگاه اداره اطلاعات شهر سنندج منتقل میباد و طبق دستوری که از آن اداره یعنی اطلاعات شهر سنندج بهشان میرسد که گویا وی را آزاد کرده اند اما در واقع این یک دروغ بیش نبوده و تا چند ماه گذشته نیز نامبرده در سلولهای انفرادی اطلاعات شهر سنندج زیر شدیدترین نوع شکنجه های ممکن بوده است و از آن پس نیز وی دیگه دیده نشده است و به گفته این مسئول اطلاعات شهر سقز به احتمال زیاد وی در زیر شکنجه جان خود را از دست داده است و به همین علت میباشد که  مسئولین این اداره وانمود میکنند که وی را آزاد کرده اند.

شايان ذكر است عزیز محمد زاده به اتهام ا قدام علیه امنیت ملی و محاربه با خدا در دادگاه شهر سقز به اعدام محکوم شد. نامبرده فرزند علی و 26 سال سن دارد .و اهل شهر بانه که در تاریخ 21/7/ 1388 توسط نیروهای امنیتی این شهر دستگیر و به بازداشت گاه شهر بانه منتقل میشود که بعد از 3 ماه آزار و شکنجه هاي شدید به زندان شهر سقز انتقال داده شد.

سی و پنج زن در انتظار سنگسار

گلوب اند ميل، چاپ کانادا زيرعنوان "زن بودن درايران جرم است" می نويسد سکينه محمدی آشتيانی، مادری ايرانی که در اتهام زنا مجرم، و به مجازات مرگ از طريق سنگسار محکوم شده است، هنوز زنده است، و فعلا به خاطراعتراضی بين المللی، که با ابراز تنفرعليه چنين حکمی وحشيانه همراه بود، درامان مانده است. اما ماجرا به پايان نرسيده است. او کماکان رو به مرگ است. هنگامی که سروصداها پائين بيايد، رژيم ممکن است تصميم بگيرد او را بجای سنگسار به دار بياويزد. بهمين سادگی.
مريم نمازی، ايرانی فعال و مدافع حقوق بشر، که اکنون در لندن زندگی ميکند، ميگويد رژيم جان خيلی ها را گرفته است و اين بايد متوقف شود.
به گفته خانم نمازی، در زندان تبريز، زندانی که سکينه در آنجاست، دويست محکوم به مرگ ديگر نيز زندانی اند، و سی و پنج نفرشان زنانی هستند که با مرگ از طريق سنگسار مواجه اند.
جزو زندانيان محکوم به مرگ خردسالان، نوجوانان و هيجده نفرافرادی قراردارند که برای هم جنس گرائی به مرگ از طريق سنگسار محکوم شده اند.  هفته گذشته يک دختر شانزده ساله برای اجتناب از آويخته شدن به دار خود را در سلول اش کشت.
مبارزه برای دفاع از حقوق زنان ايران سالهاست که توسط يک گروه خستگی ناپذير از فعالانی نظير خانم نمازی و مينا احدی، که اکنون در آلمان زندگی ميکند پيگيری ميشود. خانم احدی خود برای مبارزه عليه حجاب اجباری اسلامی از مرگ گريخته است.
وکيل مدافع، و دو فرزند سکينه محمدی آشتيانی تاکيد بر آن دارند که حکم محکوميت او بر پايه مدارک و شواهدی جعلی صادر شده است. او فعلا ۹۹ ضربه شلاق خورده است. هنگامی که معلوم شد تلاش شان برای حفظ جان وی بی ثمر است، پسرش در اقدامی توام با ريسک، برای کسب کمک به مدافعان حقوق بشر درغرب روی آورد، که احضاريه های پليس را در پی داشت. عفو بين الملل و ديده بان حقوق بشر پرونده را به دست گرفتند. زنان از نروژ گرفته تا کانادا، از جمله هيثر رايزمن، مدير کتابفروشی های زنجيره ای اينديگو ، طومارهای اينترنتی به راه انداختند. طومار اينترنتی خانم رايزمن که يازده روز پيش راه افتاد فعلا بيش از صد هزار امضاء دارد.
رژيم ايران قويا اعتراض های غربی را حمله ای به ايران و ارزش های اسلامی جلوه ميدهد. به همين جهت اين سئوال پيش می آيد که از اين طومارها واقعا چه نتيجه ای حاصل ميشود؟ کسانی که وقايع ايران را تعقيب ميکنند، به موثربودن آنها اعتقاد دارند. تنفر از سنگساردر ايران بسيار شديد است وايرانيان دوست ندارند ازکشورشان تصويری مرتبط با دوران وحشيگری و بربريت عرضه شود.

۱۳۸۹ تیر ۲۵, جمعه

بازداشت دو شهروند بهایی جهت اجرای حکم

دو تن از شهروندان بهایی ساکن مشهد به منظور اجرای حکم زندان بازداشت شدند.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، نسرين قديری و سيما رجبيان كه پیش تر بر اساس راي دادگاه تجديد نظر استان خراسان رضوي به 2 سال حبس تعزيري محكوم شده بودند صبح امروز پنج شنبه 24 تير ماه براي گذراندن دوران محكوميت، خود را به دايره اجراي احكام، معرفي و در همان مكان بازداشت و به زندان وكيل آباد مشهد منتقل شدند.
پرونده ی این دو شهروند بهایی که مربوط به بازداشت ایشان در سال 1384 است، مختومه اعلام شده بود اما در راستاي تشديد فشارهاي يك ساله اخير بر بهاييان پرونده ی اين اشخاص به همراه هفت شهروند بهايي ديگر در چند ماه اخير بار ديگر به جريان افتاد و اين 9 شهروند بهايي طبق راي دادگاه انقلاب مشهد هر كدام به تناوب به 5 و 2 سال حبس تعزيري محكوم شدند.
شایان ذکر است از اين 9 شهروند بهايي تاكنون ناهيد قديري و داور نبيل زاده براي سپري كردن محكوميت 5 سال به زندان وكيل آباد مشهد منتقل شده اند.

۱۳۸۹ تیر ۲۲, سه‌شنبه

فضای امنیتی مناطق کردنشین در سالگرد ترور دکتر قاسملو

در استانه 22 تيرماه بیست و یکمین سالگرد ترور دكتر قاسملو، نيروهاي امنيتي و انتظامي در اكثر مناطق کرد نشین به حالت اماده باش در آمده اند.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، شب گذشته در ورودي ميادين اصلي شهرهای سنندج، مهاباد، بوكان، كامياران، مريوان، سقز و سایر  مناطق كردنشين مستفر شدند و اقدام به ايجاد فضاي رعب و وحشت نموده اند.
هم چنین از صبح امروز نیز فضای اکثر مناطق کرد نشین امنیتی گزارش شده است.
دکتر عبدالرحمن قاسملو روز 22 تیر 1368 در وین اتریش، به دست نمایندگان دولت کشته شد. گفتنی است مردم کردستان هر ساله در اعتراض به ترور دکتر قاسملو چراغ های منازل خود را خاموش می کنند و یاد و خاطره ی وی را گرامی نگه می دارند.

۱۳۸۹ تیر ۲۰, یکشنبه

کشتن یک دختر جوان در تبریز پس از تجاوز نیروهای بسیج به وی

هفته ی گذشته یک دختر جوان به نام الناز بابارده، توسط نیروهای بسیج پس از تجاوز به قتل رسید.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، یکی از نیروهای بسیج به بهانه ی بد حجابی، با سد کردن راه خودرو الناز بابازاده در منطقه ولیعصر تبریز دستور توقف و به اصطلاح "اصلاح حجاب" وی را می دهد که با مقاوت این دختر جوان مواجه می شود.
فرد مذکور پس از مشاهده ی چنین وضعی، با کشیدن سلاح و تهدید وارد خودروی خانم بابازاده می شود و بلافاصله پس از آن دوتن دیگر از نیروهای لباس شخصی نیز وارد خودرو می شوند.
این سه تن پس از ضرب و شتم وحشيانه و تعرض و تجاوز جنسی به اين دختر جوان 26 ساله وی را با شلیک گلوله به قتل می رسانند و جسد را در اطراف گورستان اماميه تبريز رها مي كنند.
پس از تحقیقات محلی گزارشگر خبرگزاری حقوق بشر ایران، نهایتا در ختم الناز بابازاده مشخص می شود که فرزند يكي از سرداران پاسدار ایشان را به قتل رسانده و انگيزه ی خود از قتل و تجاوز را مبارزه با بد حجابي و انجام فرمان خدا اعلام كرده است!
خانواده ی بابازاده از این فرد شکایت کرده اند اما گفته مي شود كه سپاه تبريز در تلاش است تا پرونده ی این جنایت را در اختيار خود گرفته تا شخصا رسيدگي كند.
الناز بابازاده ساكن كوي وليعصر تبريز بوده است.
اخیرا نیروهای امنیتی به بهانه ی برخورد با بدحجابی و اجرای طرح حجاب و عفاف، آزادی زنان در کشور را محدود تر از قبل کرده اند و فضایی مملو از رعب و وحشت برای ایشان ساخته اند.

هرانا

۱۳۸۹ تیر ۱۵, سه‌شنبه

اعدام محمدرضا حدادی در ابهام؛ چه کسی باید تاوان نقص قانون را بدهد؟

خبر اعدام محمدرضا حدادی در روز چهارشنبه در حالی از سوی وکیل او تکذیب شد که محمد مصطفایی اعلام کرد: این بدین معنی نیست که حکم اصلا اجرا نمی شود، ممکن است چهارشنبه دیگر یا هفته های آتی این حکم اجرا شود. مهدی رحمت، فرزند محمدباقر رحمت از یک سو و همچنین پدر و وکیل محمدرضا حدادی از سوی دیگر، زوایای مبهم این پرونده را روشن کرده اند. پدر محمدرضا حدادی بر بی گناهی او اصرار می ورزد، اما فرزند محمدباقر رحمت ضمن تاکید بر اینکه قتل توسط محمدرضا صورت گرفته،  قول می دهد قبل از هر گونه اقدامی یک بار دیگر به این موضوع فکر کند.
روز چهارشنبه اخطاریه ای برای پدر محمدرضا حدادی ارسال شد که بر مبنای آن از وی خواسته شده بود برای آخرین بار ظرف سه روز به زندان عادل آباد مراجعه و محمدرضا را ملاقات کند.
این اخطاریه که به معنی اعدام قریب الوقوع محمدرضا حدادی است، بار دیگر پرونده قتل محمدباقر رحمت، توسط محمدرضا حدادی و سه نفر دیگر و اعدام قریب الوقوع محمدرضا حدادی را که به گفته پدر و وکیلش هنگام ارتکاب جرم، فقط 15 سال داشته، به خبر اصلی رسانه ها تبدیل کرد.
با مهدی رحمت، محمد مصطفایی و پدر محمدرضا حدادی را در ذیل بخوانید.

پدر محمدرضا حدادی: زندگی بچه ام را به او ببخشید
پدر محمدرضا حدادی که از کازرون راهی شیراز شده است تا برای آخرین بار در زندان عادل آباد شیراز با فرزندش ملاقات کند می گوید: این قتل را 4 نفر انجام دادند اما بچه مرا که فقط 15 سال داشت، گول زدند که 50 میلیون تومان پول به خانواده ات می دهیم تو قتل را گردن بگیر و چون سن تو کم است تو را اعدام نمی کنند و پسر من هم گول خورد و این قتل را بر گردن گرفت.
وی می افزاید: الان احضاریه ای داده اند که برای آخرین ملاقات بیایید و چون مادر محمدرضا فلج است و من امکان مالی نداشتم او را بتوانم با خود بیاورم، تنها آمده ام. الان که با من حرف میزنید پشت زندان عادل آباد شیراز روی کارتن نشسته ام تا صبح شود و محمدرضا را ببینم و از مسئولین میخواهم کمک کنند و نگذارند محمدرضا اعدام شود. او بچه بود و قتل هم کار او نبود، یکی از متهمان پرونده رسما گفته که قتل را او انجام داده نه محمدرضا و حتی در زندان هم این مساله را برای سایر زندانیان تعریف کرده، اما به این موضوع هیچ توجهی نشده است.
آقای حدادی معتقد است فرزندش بی گناه بوده و قربانی نادانی خود شده است: "حتی تهران هم رفتم، رفتم به قوه قضائیه و گفتم که بچه مرا گول زده اند و اعدامش نکنید اما کسی توجهی نکرد. الان هم از شما میخواهم کمک کنید از خانواده مقتول بخواهید زندگی بچه مرا به او و ما ببخشند. با اعدام محمدرضا، پدر آنها زنده نمی شود، بچه مرا ببخشند و اعدامش نکنند."
او می گوید که آخرین بار، پیش از عید پسرش را ملاقات کرده است: "نزدیک عید با محمدرضا ملاقات کردم. دیگر او را ندیدم. در این مدت فقط یک بار زنگ زد و گفت تقاضای ملاقات میکنم و خبر میدهم که بیایید ملاقات اما دیگر زنگ نزد تا این احضاریه آمد."
آقای حدادی در پاسخ به این سئوال که آیا تاکنون برای اخذ رضایت از خانواده مقتول اقدام کرده اید؟ می گوید: "چند بار رفته ایم اما هر بار به 110 زنگ میزنند و نمی توانیم با آنها صحبت کنیم. اما من از انها تقاضا دارم، بچه مرا اعدام نکنند و او را که فقط کودک بوده ببخشند."

۱۳۸۹ تیر ۱۳, یکشنبه

محمدرضا حدادی چهارشنبه اعدام می‌شود

کمیته گزارشگران حقوق بشر - بنابر اعلام خانواده محمدرضا حدادی، نوجوانی که به اتهام ارتکاب قتل در ۱۵ سالگی دستگیر شده بود، حکم اعدام وی روز چهارشنبه، ۱۶ تیرماه اجرا خواهد شد.

خانواده این نوجوان محکوم به اعدام ابراز داشتند که «احضاریه‌ای برای روز چهارشنبه به دست آنان رسیده و در آن قید شده که محمدرضا، روز چهارشنبه اعدام خواهد شد.»

محمدرضا حدادی نوجوان محکوم به اعدام متولد ۲۷ اسفند ۱۳۶۶ است و در زمان دستگیری ۱۵ ساله بوده است. این نوجوان در جریان پرونده رسیدگی به یک فقره سرقت منجر به قتل دستگیر شد و در تحقیقات اولیه به قتل با تسمه پروانه اعتراف کرد. وی در تاريخ ۸/۸/ ۸۲ در دادگاه، مجدداً اتهام سرقت و قتل را به عهده گرفت و به ارتکاب جرم اقرار کرد.

محمدرضا چند روز پس از دادگاه و در ملاقاتی با مادرش از «عدم پرداخت موعود» به خانواده‌ مطلع می‌شود. وی طی نامه‌ای در ۱۶ آبان ۸۲ به اطلاع دادگاه می‌رساند که یکی از متهمین با وعده‌ی پرداخت پول از وی خواسته با توجه به صغر سن ارتکاب قتل را بر عهده بگیرد. وی «فریب متهم دیگر را خورده و در ارتکاب فعل هیچ نقشی نداشته است.»

نهادهای بین‌المللی مدافع حقوق بشر بارها نسبت به اعدام نوجوانان در ایران اعتراض کرده‌اند. از جمله در یکی از بیانیه‌های سازمان دیده‌بان حقوق بشر آمده است: «مجازات مرگ برای نوجوانانی که زير ۱۸ سال مرتکب جرم می شوند طبق قوانين بين المللی ممنوع شده و اين ممنوعيت مطلق است.

هم کنوانسيون حقوق کودک و هم کنوانسيون حقوق سياسی ومدنی به صورت خاص مجازات مرگ برای افرادی که هنگام ارتکاب جرم کمتر از ۱۸ سال دارند را منع کرده است. اين قوانين منعکس کننده اين حقيقت هستند که کودکان و نوجوانان با بزرگسالان متفاوت هستند چرا که فاقد تجربه، قضاوت، بلوغ و ديگرخودداری های بزرگسالان هستند. ايران کنوانسيون حقوق کودک را در سال ۱۹۹۴ و کنوانسيون حقوق مدنی وسياسی را در سال ۱۹۷۵ به تصويب رساند.»

جان دانشجویان زندانی در خطرست

در حالی که  احضار دانشجویان و صدور احکام انضباطی و قضایی برای آن‌ها، در صدر اخبار دانشجویی قرار دارد، وضعیت جسمانی برخی از دانشجویان دربند، نگرانی خانواده‌ها را افزون‌تر کرده است.

مشکلات جسمی مجید توکلی، ضیا نبوی و حامد روحی‌نژاد
آن‌گونه که خانواده مجید توکلی، فعال دانشجویی دربند دانشگاه پلی‌تکنیک اعلام کرده‌اند، وضعیت جسمی وی، رو به وخامت نهاده است. خانواده مجید توکلی، این خبر را از طریق یکی از هم‌بندان فرزندشان کسب کرده‌اند.آن‌گونه که خانواده مجید توکلی اعلام کرده‌اند وی بر اثر سرفه‌های شدید دچار خون‌ریزی معده شده است. آنان گفته اند مجید توکلی به دلیل وخامت حال، حتی قادر به تکلم هم نیست.
برادر مجید توکلی به "دانشجونیوز" گفته است: "طی این چند روز گذشته مجید به بهداری اعزام شده است اما پزشکان قادر به درمان مجید نبودند و گفته اند که شما را باید متخصص ببیند و ما نمی توانیم شما را درمان کنیم. در حال حاضر بیش از یک هفته است که شبها از بینی اش خون می آید و سرفه های شدید همراه با سردرد دارد و یکی از پزشکان به او گفته شاید به علت مصرف داروی زیاد باشد که باعث بروز عوارض شده است و بدن شما دیگر در مقابل داروهای ما قوی شده است و باید حتما متخصص شما را به بیند. شلوغی بند 350 و نبودن امکانات مناسب بهداشتی باعث شده که مجید با توجه به بیماری ریه که داشته وضعیت وخیمی پیدا کند و دچار خون ریزی معده هم شده است."
مجید توکلی روز اول تیرماه به بند 350 زندان اوین منتقل شد. هنوز علت انتقال مجید توکلی به این بند مشخص نشده است. پیش ازاین برخی از خانواده‌های زندانیان محبوس در بند فوق، از شرایط دشوار و غیربهداشتی حاکم بر این بند خبر داده بودند.
از سوی دیگر سازمان عفو بین‌الملل با صدور بیانیه‌ای، ضمن ابراز نگرانی از وضعیت توکلی، اعلام کرد که "او نیاز به معالجه فوری دارد و سازمان عفو بین الملل نگران است که ممکن است به منظور فشار وارد آوردن بر او از معالجه وی خودداری شود."
مجید توکلی، شانزدهم آذرماه سال گذشته، پس از سخنرانی در مراسم روز دانشجو، بازداشت و در دادگاه به پنج سال زندان برای "شرکت در تجمعات غیر قانونی"، یک سال برای "تبلیغ علیه نظام"، دو سال برای "توهین به مقام رهبری" و شش ماه برای "توهین به رییس جمهور" محکوم شد.وی همچنین محکوم به پنج سال ممنوعیت شرکت در فعالیت های سیاسی و ممنوعیت خروج از کشورشده است.
اما وضعیت مجید توکلی، در میان زندانیان سیاسی منحصر به فرد نیست. در اواخر هفته گذشته، اخباری مبنی بر وخامت اوضاع جسمانی حامد روحی‌نژاد، دانشجوی دربند رشته فلسفه نیز منتشر شد. وی که در اندرزگاه شماره 8 زندان اوین محبوس است، به دلیل شدت یافتن بیماری ام.اس و عدم رسیدگی پزشکی، با مشکلات بسیاری مواجه شده است.
هرانا اعلام کرده است  به علت حمله عصبی بیماری ام اس، یکی از دستان حامد روحی نژاد کاملا از کار افتاده و بینایی هر دو چشم وی نیز با مشکل جدی مواجه شده است. این زندانی سیاسی حتی از لحاظ شنوایی نیز دچار آسیب شده است.
حامد روحی نژاد دانشجوی رشته فلسفه، اردیبهشت ماه سال 88 بازداشت شد و در دومین دادگاه برگزار شده متهمان حوادث پس از انتخابات، به اتهام تلاش برای بمب گذاری مسجد نبوت و حسینیه ارشاد در روز انتخابات و انقلاب مخملی، توسط قاضی صلواتی به اعدام محکوم شد، اما حکم وی در دادگاه تجدیدنظر به ده سال حبس تغییر یافت. وی که اوایل خردادماه از بند 350 اوین به اندرزگاه شماره هشت منتقل شده، در دوران بازداشت خود، اجازه استفاده از مرخصی را نیافته است.
از سوی دیگر برخی منابع دانشجویی به "روز" گفته‌اند که ضیا نبوی، از دانشجویان محروم از تحصیل دربند، به دلیل حمله عصبی، دچار  تشنج شده و چندین ساعت قادر به صحبت کردن نبوده است.
براساس این خبر، چند تن از هم بندان سید ضیا نبوی در زندان تلاش کردند تا مسوولین زندان را نسبت به شرایط وخیم وی آگاه کنند ولی بی توجهی مسوولین زندان نسبت به شرایط وخیم نبوی باعث تداوم تشنج و حمله عصبی شد.
گرچه مسئولان زندان سپس پس از چند ساعت نبوی را به بهداری زندان منتقل کردند اما به گفته منابع آگاه پزشکان شرایط جسمی او را وخیم خوانده و گفته اند تداوم حمله عصبی باعث ایجاد از کار افتادن سیستم ایمنی و دفاعی بدن وی خواهد شد.
سید ضیا نبوی، سخنگوی شورای دفاع از حق تحصیل بود که در 25 خرداد 88 توسط وزارت اطلاعات بازداشت شد؛ بازجویان وزارت اطلاعات در یک سال گذشته مانع از ملاقات حضوری وی با خانواده اش شده اند. همچنین در روزهای اخیر قاضی پرونده تجدید نظر سید ضیا نبوی  به خانواده وی گفته است: "برای تامین وثیقه فرزندتان تلاش نکنید، در صورت ادامه پیگیری های شما و دوستانش برای تامین وثیقه، قرار وثیقه وی را از 500 میلیون  به 800 میلیون افزایش خواهم داد."
نبوی در دوره بازجوئی از سوی بازجویان وزارت اطلاعات برای اعتراف به همکاری سازمان مجاهدین خلق با ستاد یکی از کاندیدای اصلاح طلبان در انتخابات اخیر، تحت فشار قرار گرفته است.
وی از جمله دانشجویان سه ستاره‌ای است که به دلیل فعالیت‌های خود در دوران دانشجویی، از ادامه تحصیل محروم شد.

دانشجویان لیبرال: یک سال حبس برای مهرداد بزرگ
دادگاه تجدیدنظر، مهرداد بزرگ عضو دانشجویان و دانش‌آموختگان لیبرال دانشگاه‌های ایران را به یک سال حبس محکوم کرد. به گزارش بامدادخبر، حکم این دانشجوی مهندسی کامپیوتر دانشگاه تهران، به مدت پنج سال به حالت تعلیق درآمده است.پیش‌تر شعبه‌ی بیست‌وششم دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی پیرعباسی، مهرداد بزرگ را به شش ماه حبس تعزیری و شش ماه حبس تعلیقی محکوم کرده بود.
مهرداد بزرگ در آخرین روزهای آبان‌ماه سال گذشته به همراه شش عضو دیگر دانشجویان و دانش‌اموختگان لیبرال دانشگاه‌های ایران، بازداشت شده و مدت هشتاد روز را در زندان اوین سپری کرده بود. وی بیشتر دوران بازداشت خود را در سلول‌های انفرادی و چندنفره‌ی بند 209 این زندان به سر برده است.

دانشگاه پلی تکنیک: دو سال حبس برای پدرام رفعتی
پدرام رفعتی، فعال سابق دانشجویی پلی تکنیک از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی به دو سال حبس تعزیری و ۳۰۰ هزار تومان جریمه نقدی محکوم شد.
دو سال حبس تعزیری این دانشجو به اتهام اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی و شرکت در اغتشاشات صادر شده و مصداق آن حضور این فعال دانشجویی در راهپیمایی ۲۵ خرداد ۸۸ ذکر شده است. دادگاه همچنین پدرام رفعتی را به ۳۰۰ هزار تومان جریمه به اتهام "استفاده از تجهیزات ماهواره در منزل" محکوم کرده است.
در زمان ابلاغ حکم، قاضی صلواتی به همراه چند مأمور امنیتی حضور داشته و این دانشجو را تهدید به تشدید حکم در صورت تجدید نظر خواهی کرده است. لازم به ذکر است دادگاه این فعال دانشجویی ۴ اردیبهشت امسال علی رغم کارشکنی های قاضی صلواتی با حضور وکیل وی برگزار شده بود.

اعدام دو تن در زاهدان به اتهام محاربه


دو شهروند بلوچ به نام های "امان اله پوريان فرزند ملنگ" و "يونس رحماني فرزند رئيس" سحرگاه یکشنبه سیزدهم تیرماه، به اتهام "محاربه و افساد في الارض" اعدام شدند.
بر اساس گزارش دادگستری سیستان و بلوچستان، احکام اعدام این دو تن که توسط داگاه انقلاب صادر شده بود در محوطه زندان مرکزی زاهدان به اجرا در آمد.
گفته می شود این احکام توسط مراجع عالی قضایی نیز تایید شده بود.
دادگاه برخی اتهامات نظیر تیراندازی، آدم ربایی و راهبندان مسلحانه در ایرانشهر را به این افراد منتسب کرده است که هیچ گونه از این اتهامات توسط منابع رسمی تایید نشده اند.